اندر احوالات اولین روزهای بهاری باران
سلام به دختر گل قشنگم . . . مامانی این روزها خیلی شیرین و دوست داشتنی تر از قبل شدی . . . د د را خیلی قشنگ و واضح میگی وقتی یه چیزی بخوای و بهت ندیم کلی اد اد میکنی تا اون چیزو بگیری . . . بای بای هم میکنی و از همه جالبتر اینکه دیگه همه را میشناسی و اسم هر کیو میبرم به طرفش نگاه میکنی . . . وقتی هم بابایی نباشه و بپرسم بابا کجاست به طرف در نگاه میکنی . . . و من کم کم دارم میفهمم که دخمل کوچولوم داره بزرگ میشه . . . تنها چیزی که این روزا خیلی بابتش ناراحتم غذا نخوردنته که منو کلافه کرده . . . روز 19 فروردین برای چکاب ماه هفتم دکتر بردمت که تنها 450 گرم اضافه شده بودی و قدت هم اصلا رشد نکرده بود دکتر راضی بود ولی من خودم انتظار بیشتری داشت...
نویسنده :
نفیسه
15:27





