سومین و چهارمین و پنجمین مرواریدای دخمل ناز من
چند وقتی بود که لثه ی بالات چند تا دونه ی سفید زده بود و نشون از دراوردن دندون بود تا پریشب دیدم دهنت پر خون شده تا دهنتو باز کردی دیدم یکی از اونا سر زده و دو تای دیگه تاولش باز شده و داره خون میاد . .. . بمیرم الهی خیلی داری اذیت میشی ولی معلومه که خیلی صبوری و تحمل می کنی . . .
برای همین مصمم شدم که دیروز آش دندونی برات درست کنم برای همین به بابایی گفتم قلم گوساله بگیره و همون شب بار گذاشتم و حبوباتش را هم صبح بعد از یک شب خیسوندن تو اب تو زود پز پختم و بقیه کارها را هم به مامان و خالم سپردم . . . ظهرکه رفتم حاله هام و دختراشون اونجا بودن و کلی آش را دوست داشتند با اینکه اولین بار بودم میپختیم خیلی خوشمزه شده بود . . . در ضمن خودت هم ازش خوردی و خیلی دوست داشتی جیگرم . . .
اینم از آش :


مامانو ببخش که عکس خیلی بی سلیقه ای شد و باید بهتر و بیشتر از اینا عکس میگرفتم ولی چون تازه از سر کار اومده بودم مقدور نشد .
بوووووووووووووووووووووووووووووووس برای دخمل گلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


سومین و چهارمین و پنجمین مرواریدای دخمل ناز من
