دخمل یک ماهه من
سلام باران نازنینم
امروز یک ماهت تموم شد گلم . . . باورم نمیشه یک ماه با این سرعت گذشت . . . انگار همین چند روز پیش بود که با دوستای کلوبمون داشتیم در مورد بارداری و تاریخ زایمان حرف می زدیم . . . نفهمیدم چی شد ؟ کی زایمان شدم ؟ و از اون روز کارم شد شیر دادن ، تعویض پوشک ، اروغ گرفتن و . . .
نمی دونم تو این یک ماه تونستم برات مامان خوبی باشم یا نه ؟ ولی بدون عزیزم من همه تلاشمو برای ارامشت میکنم تو هم مامانی را دعا کن . . .
برای چکاب ١ ماهگی بردیمت پیش دکتر بذرافشان . . . وزنت حدود ٥٠٠ گرم اضافه شده بود که من با این خبر دنیا را سیر کردم و قهمیدم شیرم برای تو کافیه .. . دور سرت هم از ٣٤ شده بود ٣٦.٥
طرز شیر دادن را هم دوباره یاد گرفتم . . .
یاینم یه سری عکس از تولد یک ماهگیت عشق من :
دخترم روتو به من کن گلم بعد کیک می خوریم

خیر ، دختر ما چشم دوخته به کیکش


دخمل یک ماهه من
